احمد بن محمد ميبدى

478

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

چون آن بدبخت در كار يوسف برفت و عشق او تمام ولايت فروگرفت ، زبان طاعنان بر او دراز شد و زنان مصر تيرهاى سرزنش و ملامت بر او مىانداختند و او خود را دلجوئى و تسلّى مىداد كه معشوق خوب‌روى به ملامت مىارزد ! و زبان حال مىگفت : پيوند كنى با صنمى مشكين خال ! * آنگه جوئى تو عافيت ، اينت محال ! گفته‌اند : سرمايهء عاشقان ملامت است ، آن كس كه بار ملامت نكشد عاشق كى بود ؟ ! زليخا كه اين سخنان و سرزنشها شنيد گفت : من آنان را دعوت كنم و معشوق خود را به آنان بنمايم تا بدانند كه : عشق چنان روى ، تاج باشد بر سر * گرچه از آن صد هزار دردسر آيد ! پس چون زنان حاضر شدند و جمال يوسف را بديدند و شعاع آن بر هيكلهاى آنان پرتو افكند ! همه در حيرت و دهشت افتادند ! و دستها را بجاى ترنج بريدند و از خود بىخود گشته ، لختى بىهوش افتاده ، لختى جان داده ، لختى سراسيمه و متحيّر مانده همىگفتند : اين بشر نيست فرشته است ! [ آيات 42 - 33 ] ( تفسير لفظى ) 33 - قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلَّا تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلِينَ . يوسف گفت : خداوندا ، زندان براى محبوب‌تر است از آنچه مرا به آن دعوت مىكنند و اگر مكر و كيد آنها را از من برنگردانى به ايشان گرايم ( و با ايشان خسبم ) و از شمار نادانان باشم . 34 - فَاسْتَجابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . خداوند دعاى او را اجابت فرمود و ساز و مكر زنان را از او بگردانيد كه او شنوا و دانا است . 35 - ثُمَّ بَدا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ ما رَأَوُا الْآياتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ . پس از آنكه آنان را از نشانيها كه ديده بودند در دل افتاد ( دانستند ) كه او را تا يك چندى زندانى خواهند كرد . 36 - وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ . با يوسف در زندان دو جوان هم از غلامان عزيز مصر كه مورد خشم او واقع شده بودند درآمدند ، روزى يكى از آنها گفت : خواب ديدم كه شيرهء انگور مىگيرم تا شراب درست كنم و ديگرى گفت : خواب ديدم كه روى سر خود سبدى از نان حمل مىكنم و مرغ از آن نان مىخورد ، ما را به تأويل و تعبير اين دو خواب آگاه كن كه تو را از نيكوكاران مىشناسيم . 37 - قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ . يوسف گفت : شما هيچ خوردنى به خواب نخواهيد ديد مگر آنكه من آن را براى شما تأويل كنم پيش از آنكه سرانجام شما آشكار گردد ، اين از جمله دانشى به خواب نخواهيد ديد مگر آنكه من آن را براى شما تأويل كنم پيش از آنكه سرانجام شما آشكار گردد ، اين از جمله دانشى است كه خداوند به من آموخته و من كيش گروهى كه به خدا ايمان ندارند ترك كرده‌ام چون‌كه آنها به روز رستاخيز كافرند . 38 - وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّهِ مِنْ شَيْءٍ ذلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ . من پيروى از كيش پدران خود ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب كردم و هرگز ما را نبوده كه براى خداوند انبازى گيريم و اين از فضل خداوند بر ما است و بر همه مردم ( مؤمن ) و لكن بيشتر مردم نمىدانند .